سلام

نخ رو میکنم  توی دهنم تا نوکش برای رفتن توی سوراخ سوزن تیزتر باشه . بر و بر و تو چشام نگاه میکنه

میگه : خاله داری چیکار میکنی؟

میگم :سوزن نخ میکنم .

میگه :آهان!!

سر نخ داخل سوراخ نمیره .دوباره سعی میکنم و چند باره یهو داد میزنه: وای خاله میدونی چی شد ؟

میگم : نه چی شد ؟

میگه : ایندفعه  یادت رفت نخ رو بکنی تو دهنت !!! دیگه خراب شد .

پ آ ۱: فدای اون افکار بکرت بشم خاله که به نظرت میاد باید حتما هر دفعه حتما نخ رو بکنم تو دهنم .

پ آ ۲: منکه یادم به اون جوک  : حاج آقا یه استغفرالله  دیگه رد شد شما نفهمیدی افتاد  جون شما .

پ آ ۳:از دوستانی که نگران حال من شدند یه دنیا ممنونم . خوبم سر و مر و گنده .فقط یه کوچولو گرفتاری خیر دارم . میخونمتون اما فعلا امکان کامنت و پاسخگویی ندارم .جگرتان را عشق است .