سلام

باعث تاسفه که این اواخر فرغون ما حول و حوش مطالبی میگرده که در حوالی حمام صورت میگیره . شما خودت فکر کن یه آدم مگه چقدر خاطره ی خوش داره یا از دوست و فامیل شنیده که تو ۵سال بتونه باش فرغون داری کنه . احساس قلبیم اینه که سطح کارم پایین اومده و یکی از مهمترین دلایلش حضور دختر بچه ایه که سر از تخم در نیاورده توقع داره تایپ مطالب ما رو به عهده بگیره اینه که من باید ساعت ۱صبح ماه رمضون به جای عبادت و نیایش مشغول تایپ پست بعدی فرغونم باشم . تو رو خدا رواست من همچین کاری بکنم؟

شما وجدانت قبول میکنه؟ اصلا دیگه دل و دماغت میره پستای منو بخونی . نه نه خودت بگو .صادقانه.این تعلق خاطر من به دوستای وبلاگیم که با محبتاشون گاهی آدم رو تا ناکجا آباد میبرن داره  کار دستم میده.گفتم یه نظر خواهی از دوستان بکنم . برم یه مدتی واسه مرخصی .اگه حس و حالش بود با خاطرات جدید و شیرین برگردم .اگرم نه که برای همیشه خداحافظی کنم دیگه ننه .

پ آ ۱: هنوز تصمیم قطعی نگرفتم .حتما شما کمکم میکنید تصمیمم رو قطعی کنم .

پ آ ۲: سلام بر خواننده های خاموش که میدونم کم نیستند.

پ آ ۳: سلام بر دوستهای سالهای ۸۸و۸۹