کمبود

سلام

نمیدونم تا حالا دیدین کسی بخواد جلب توجه کنه؟مثلا خانوما طلاشونو به رخ هم بکشند یا لباسشونو !!

آقایون لب تاپ یا اطلاعات عمومی یا موقعیت کاریشونو !!!!

البته به نظرم خیلی به سن و سال ربط نداشته باشه .کمبود که داشته باشی میخوای جور دیگه نشون بدی خودتو .غیر از اونی که هستی .

مقدمه بود تا بگم : ما یه فامیل سببی داریم بنده ی خدا بچه که بوده دستش میره لای در. اونوقت واسه اینکه عمق فاجعه رو نشون بده شروع میکنه به لنگیدن !!!

پ آ ۱-هنوز که هنوزه این بنده ی خدا داره تو زندگیش میلنگه چون هنوز میخواد خودشو جور دیگه ای نشون بده .

پ آ ۲- چشم و هم چشمی پدر ملت رو در آورده . ترجیح میدم خودم باشم .

پ آ ۳-بپا دستت نره لای در

شاه

سلام

باباش از بازاریای قدیم بود .چون بعد از هفت تا داغ این پسر کاکل زری گیرش اومده بود مادرش اونو یه لحظه ام از خودش جدا نمیکرد .تا اینکه یه روز تو بازار پیچید که رضا شاه فردا از بازار دیدن میکنه .پسره پاشو کرد تو یه کفش که فردا منو با خودت ببر بازار میخوام شاه رو ببینم .باباش چون میدونست شلوغ میشه قبول نمیکرد تا اینکه با پادرمیونی(شما بخونید اولتیماتوم) مادر فرزند عزیز تصویب شد که فردا راهی بازار بشن . پدر بیچاره به خاطر اینکه قد پسرش نمیرسید از لای جمعیت شاه رو ببینه یه سطل رو  وارونه میکنه و پسرش رو میذاره روش . از قضای روزگار زمانی که رضا شاه داشته از جلوی مغازه ی بابای قهرمان داستان ما رد میشده نگاهش با نگاه بچه مو تلاقی میکنه و بچه از ابهت نگاه رضا شاه زبونش بند میاد .

خودش غش غش میخندید و میگفت تا ماه ها کابوس نگاه شاه رو میدیدم و از خواب میپریدم و داد میزدم شاااااااااااه .شاااااااااااااه .

 مادرم که بچه اشو از دست رفته میدید اجداد شاه رو تا مدتها گور به گور میکرد .

پ آ ۱-این خاطره ی یکی از همسفرامون بود که ۷۰-۸۰ سال رو شیرین داشت.

پ آ ۲- بعد از تعریف این خاطره همه شاه صداش میزدند!!شده بود اسم مستعارش انگار

پ آ ۳-شما نمیدونین تو قم باشی و پسر داشته باشی چه ارج و قربی داری ننه.عجیب پسر دوستند !!!البته داشتنش مهمه حتی بعد از هفت تا دختر

پ آ ۴- برام جالبه که پدر بزرگ مادر بزرگای لهیده ی امروز روزی نور چشمی بودند

اخلاص

سلام

اونقدر محزون و سوزناک میخوند که سنگ رو هم به گریه میانداخت .مجلس حال و هوای خاصی پیدا کرده بود . همه خیس اشک بودند با اینکه فقط و فقط عبارات عربی رو میخوند و به قول معروف گریز هم نمیزد . شاید واسه اخلاصی بود که خودش داشت . همزمان با خوندن زیارت عاشورا به بچه هم شیر میداد .همش با خودم فکر میکردم خوش به سعادت بچه هایی که شیرشون لبریز عشق حسین (ع) .

به عبارت سلام زیارت که رسیدیم همه مودب و دست به سینه نشستند .طنین صدای او بود که بر حسین (عَ) سلام میداد.السلام علیک یا ....

کلمه ی ابا عبدالله ررا تقریبا نعره کشید .جو عوض شده بود .همه فکر میکردند چه اتفاقی افتاد که مداح اینچنین از ته دل صیحه کشید .بعضی تصور کردند عنایتی شده

بعضی گویا ترسیده بودند .بعضی...  راستش من گیج شده بودم 

از سالن دارالقران یکراست به دفتر من رفتیم . وقتی اشکهایش را پاک کرد و ته خنده اش را جمع و جور .برایم توضیح داد که آن نعره ی حسینی حاصل گازی بوده که فرزند دلبندشان از سینه ی مادر گرفتند و آن نعره ناخودآگاه مصادف شده با کلمه ی یا ابا عبدالله

پ آ ۱ـدختری که خواستگاریش بشه پست قبل بچه داریش بهتر از این نمیشه.

پ آ ۲- رفیق فابریک بودیم اما الان ۸-۹ سالیه ازش بی خبرم .کجایی مرتضوی؟

پ آ ۳-بچه ها معمولا وقتی دندون در میارن کلا وحشی میشن !

پ آ ۴- گیجی بین الحرمینت خیلی قشنگه وقتی نمیدونی کدوم طرف باید بری

تلافی

وقتی کامپیوتر واسه تعمیر بیفته دست مرد خونه .وقتی سفرناگهانی و بدون برنامه پیش بیاد وقتی مادر بزرگ همسرتون به رحمت خدا بره (همون مادربزرگ پست عروس سربلند خاک انداز به دست)این میشه که ملت یکی دوهفته از فرغون سواری محروم میشن .العفو  ایها الرفقا

سلام

من نمیدونم این این دوست ما چه فکری کرد که ظهر روز شب خواستگاریش با داداش غول تشنش گلاویز شد و در حد المپیک کتکاری کرد؟

داداشه که روش کم شده بود وعده داد شب تو مجلس خواستگاری تلافی خواهند فرمود .این شد که وقتی مهمونا تشریف آوردند و رفتند سر اصل مطلب یهو لای در باز شد و یه پسر با چشم بادمجونی با یه صدای دورگه اما رسا گفت: خدا به داد اسیران دشت کربلا برسه !!!

مهمونا نگاهی معنی دار به هم کردند ! لپ عروس خانوم گل انداخته بود .

پ آ ۱- نگران نباشید داماد کور بود یعنی منظورم اینه که عشق کورش کرده بود.

پ آ۲-آخرین باری که دیدمش یه پسر تپل داشت عینهو خودشو و شوهرش

پ آ ۳- شانس آورد با خونواده ی خوبی وصلت کرد و الا با اون شیرین کاری داداشش تا عمر داشت سرکوفت میشنید .

پ آ ۴-روحیه مذهبی داداشه منو کشته