زودپز
مادر شوهر و عروس داشتن از صحرا به خونه بر میگشتن هر دوتا خسته و کوفته از کار روزانه بودند . عروس داشت با آب و تاب از غذایی که روی گاز گذاشته واسه ظهر تعریف میکرده که ناگهان متوجه میشن که یه زودپز داخل جوب آب داره قل میخوره و میره .
عروس میگه : معلوم نیست این زودپز مال کدوم نا زن عالمیه که داده به آب !؟
مادر شوهرم حرفشو تایید میکنه و خلاصه خستگی کار روزانه رو با مسخره کردن زن صاحب زود پز و شوهر بیچاره اش از تن به در میکنن بعد از کلی غش و ضعف رفتن و راهی خونه میشن .
عروس وقتی داخل آشپزخونه میشه میره سمت گاز ولی چیزی روش نبوده ! مادر شوهرشو صدا میزنه و هر دو مشغول جستجو میشن اما هرچی میگردن کمتر پیدا میکنن تا نگاه عروس رو سقف میخکوب میشه !! تمام گوشت و دنبه و نخود چسبیده به سقف رو به مادر شوهرش نشون میده .مادر شوهر رد آب گوشت رو که دنبال میکنه به شیشه ی شکسته ی پنجره میرسه و هر دو نتیجه میگیرن که زودپز عروس خانوم ترکیده آبگوشت رو به سقف پاشیده شیشه رو شکسته و از پنجره ی آشپزخونه پرت شده بیرون . بیرون پشت پنجره یه جوب هست که...
بله زودپزی که تو آب قل میخورد مال همین عروس خانوم بوده .مال همین نا زن عالم !!
پ آ ۱- حالا تو این دنیا یه عروس مادر شوهر با هم رفیق بودن که اینم این بلا سرشون اومد . اصلا سازگاری به عروس مادر شوهر نیومده !!
پ آ ۲- اعتقاد دارم وقتی منع کسی رو بکنم دقیقا همون بلا دیر یا زود سر آدم میاد .
پ آ ۳- دقت کردین این سه یا چهارمین پستیه که راجع به زودپز مینویسم ؟
پ آ ۴- نا زن : استعاره از کسی که زنیت و کدبانوگری نداره نقطه