سلام

هم سن و سال مهندس بود . کارشناسی هم دوره بودند باهم . سرما خورده بود شدید. معمولا واسه پذیرایی لیمو شیرین نمیارم ولی چون دوستش سرما خورده بود آوردم . . مهندس لیمو شیرین رو چهار قاچ کرد و گفت: مهندس خیلی شیرینه . سریع بخور تا تلخ نشده .

دوستش یه نگاهی کرد و با تعجب پرسید چی رو بخورم ؟ همسرم گفت : معلومه لیمو شیرین رو !

مات و مبهوت  و یه قاچ برداشت وبا یه نگاه عاقل اندر سفیه بهمون گفت : مگه لیمو شیرینم شیرینه ؟ ؟

وجدانا اولش فکر کردم داره شوخی میکنه ولی بعد برامون توضیح داد که تو این سی و چند سال لیمو شیرین رو به سبک پرتقال پوست می کنده و میخورده

پ آ ۱- اینجاس که نقش تربیتی خانواده محرز و مشخص میشه

پ آ ۲- من نمیدونم این بنده ی خدا حتی یه لحظه هم به صفت : شیرین !!لیمو فکر نکرده ؟

پ آ ۳-باور کنید که ایشون از ای کیوی فوق العاده بالایی برخوردارن .

پ آ ۴-  از خوشحالی شده بود رابینسون کروزوئه