نطق قبل از دستور
عمه ی پدر شوهرم خدا بیامرز زن بسیار خوب و دوست داشتنی بود .اما گاهی که اعصابش به هم میریخت شروع به حرف زدن میکرد و اونوقت حوصله میخواست که دم دستش بند بشی والا مخت سوت میکشید . در یکی از همین روز ها که عمه از مسئله ای به شدت عصبانی بوده سوار ماشین پدر شوهر از همه جا بی خبر من میشه و استارت کلام رو میزنه و یا علی مدد
پدر شوهر بینوا اول چند تا چند عکس العمل نشون میده و می بینه خیر امروز از اون روزاس و این قصه سر دراز دارد بنابراین بی توجه به حرفهای عمه زیر لب ترانه ای قدیمی رو زمزمه میکرده و فقط صدای عمه رو میشنیده ولی به حرفاش گوش نمیداده.
تا اینکه بعد از یه پیچ تند پدر شوهرم متوجه میشه که حرفای عمه قطع شده و دیگه صداش نمیاد .
وقتی به عقب برمیگرده میبینه در ماشین بازه و عمه نیست . متوجه میشه که سر پیچ اون بنده ی خدا از ماشین پرت شده پایین . !!!
برمیگرده عمه رو سوار میکنه و لی عمه تا خونه لام تا کام حرف نمیزنه .
پ آ ۱- اینم یه راه حل کاربردی واسه آدمای پر حرف !
پ آ ۲ -اینجاس که میگن پیچ پیچید عمه نپیچید .
پ آ ۳- پدر شوهرم سمبل خونسردیه تو فامیل ولی در مقابل عمه قیافه اش دیدنی میشد .
پ آ ۴- همیشه از بسته شدن در ماشین مطمئن بشید بعد نطق کنید .